ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
155
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) پيامبر ( ص ) اقتدا كرد و مردم به نماز ابو بكر اقتدا كردند . معن بن عيسى از مالك بن انس ، از هشام بن عروه ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند رسول خدا ( ص ) فرمود : به ابو بكر دستور دهيد با مردم نماز بگزارد ، عايشه گفت : اى رسول خدا اگر ابو بكر در جاى شما به نماز بايستد از شدت گريهاش صدايش به مردم نخواهد رسيد . لطفا به عمر دستور دهيد با مردم نماز بگزارد . پيامبر فرمود : نه به ابو بكر بگوييد با مردم نماز بگزارد . عايشه مىگويد : به حفصه گفتم تو هم همين سخن را به پيامبر بگو و چون گفت ، پيامبر فرمود : همانا كه شما همان زنان اطراف يوسفايد ، نه ابو بكر را بگوييد با مردم نماز بگزارد ، حفصه به عايشه گفت : من هيچ گاه از تو خير نمىبينم . [ 1 ] احمد بن عبد الله بن يونس از ابو اسرائيل ، از فضيل بن عمرو فقيمى نقل مىكند * ابو بكر در زمان حيات رسول خدا ( ص ) با مردم سه نماز گزارد . يزيد بن هارون از ابراهيم بن سعد ، از صالح بن كيسان ، از زهرى ، از عروة ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به من فرمود : پدر و برادرت را پيش من فرا بخوان تا براى ابو بكر نامهاى بنويسم كه مىترسم كسى سخنى بگويد يا آرزويى بكند ، البته كه خداوند و مؤمنان كسى جز ابو بكر را نخواهند خواست . ابو معاويه ضرير از عبد الرحمن بن ابى بكر قرشى ، از ابن ابى مليكه ، از عايشه نقل مىكند * چون حال پيامبر ( ص ) سنگين شد ، عبد الرحمن بن ابو بكر را فرا خواند و فرمود : براى من استخوان شانهاى را فراهم آور تا براى ابو بكر فرمانى نوشته شود كه بر او اختلافى نكنند . عبد الرحمن خواست برخيزد ، پيامبر ( ص ) فرمود : بنشين . خدا و مؤمنان از اينكه در مورد خلافت ابو بكر اختلافى پيش آيد جلوگيرى مىكنند . عفان بن مسلم و ابو داود سليمان طيالسى از محمد بن ابان جعفى ، از عبد العزيز بن رفيع ، از عبد الله بن ابى مليكه ، و ابو داود از خود عايشه هم نقل مىكنند * چون پيامبر ( ص ) بيمار شد به عايشه فرمود : عبد الرحمن بن ابو بكر را پيش من فراخوانيد تا در مورد ابو بكر نامهاى نوشته شود كه پس از من كسى در مورد او اختلاف نكند . سپس فرمود : نه رهايش كن پناه بر خدا كه اگر مؤمنان دربارهء او اختلاف كنند . جعفر بن عون از ابو عميس عتبة بن عبد الله ، از ابن ابى مليكه نقل مىكند كه مىگفته
--> [ 1 ] . قبلا در فصل رحلت حضرت ختمى مرتبت در جلد دوم تذكر داده شد كه اين روايات از لحاظ ما شيعيان به سبب تعارضهايى كه در آن ديده مىشود و ضعف برخى از راويان پذيرفته نيست . - م .